سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

94

الكلام اللطيف في شرح التصريف (فارسى)

استقامة : در اصل « استقواما » بود آنچه در « اجابة » گفتيم عينا در آن جارى شد . انقاد : در اصل « انقود » بود واو ماقبل مفتوح به الف قلب شد . ينقاد : در اصل « ينقود » بود واو ماقبل مفتوح به الف قلب شد . انقيادا : در اصل « انقوادا » بود واو ماقبل مكسور به ياء قلب شد . اختار : در اصل « اختير » بود ياء ماقبل مفتوح به الف قلب گرديد . يختار : در اصل « يختير » بود ياء ماقبل مفتوح به الف قلب شد . اختيارا : بر اصل خود باقى است و در آن اعلالى نشده . و اذا بنيتها للمفعول : ضمير مؤنّث در « بنيتها » به افعال مذكور راجع است . اجيب : در اصل « اجوب » بود كسره بر واو ثقيل بود بماقبل دادند سپس واو ماقبل مكسور به ياء قلب شد . يجاب : در اصل « يجوب » بود فتحه واو را بماقبل داده سپس واو ماقبل مفتوح به الف قلب گرديد . استقيم : در اصل « استقوم » بود كسره بر واو ثقيل بود بماقبل دادند سپس واو ماقبل مكسور به ياء قلب شد . يستقام : در اصل « يستقوم » بود فتحه واو را بماقبل داده سپس بمناسبت فتحه واو بالف قلب گرديد . انقيد : در اصل « انقود » بود كسره بر واو ثقيل بود بماقبل داده سپس واو ماقبل مكسور بياء قلب شد . ينقاد : در اصل « ينقود » بود واو ماقبل مفتوح بالف قلب گرديد . اختير : در اصل « اختير » بود كسره بر ياء ثقيل بود بماقبل داده پس از آنكه حركت ماقبل را ساقط كردند . يختار : در اصل « يختير » بود ياء ماقبل مفتوح بالف قلب شد .